حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
46
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
امين الملك و معتمد الملك خصوصيتى داشتم ، از آنها وداعى كرده و برگشتم . ميرزا تقى مشهور به پريشان ، تاجر نورى پسر ميرزا آقا بزرگ برادر صبح ازل و بهاء ، كه با جميع شاهزادگان و رجال دولت مربوط و مأنوس بود ، با شاهزاده معاملهء جواهر زيادى براى تهيهء اسباب سفر كربلا داشت و تا آنجا براى تفريغ حساب همراه بود و شبها در طبل چادر شاهزاده مىخوابيد . ميرزا تقى پارهاى از اسباب جواهر را كه شاهزاده نخواست ، ضبط كرد و طلبى را كه داشت حوالهء به من گرفت و از تشويش جواهر ، نتوانست از من منفصل شود . آمديم منزل ميرزا احمد شريف الملك كه ميرزا آقاى برادرش نزد ميرزا محمد حسين وزير منشى بود و خود او الى حال تحرير ، در همدان شخص اول است و بلكه در صفات فتوت و همت بلند و پذيرائى واردين ، كمنظير است . آنجا تهيهء لوازم زمستانى كرديم . سه روز توقف بود و بعد به طرف تهران آمديم . چند روزى طول كشيد ، در تهران هم اسعار ترقى كرد . دراين بين ، ميرزا محمد صادق نواب يزدى با پسرش ميرزا محمد على ، از ناظم الملك آزرده به تهران آمده و به منزل من وارد شدند ؛ پذيرفتم و تفصيل را به حسام السلطنه نوشتم . تأكيد كرد كه ، مهربانى بكن و نگذار مغرضين او را آلت كار كنند و يزدىها را در اطراف او جمع نمايند ؛ چنين كردم . عادت نوابها و صدرىهاى يزدى آنست كه ، يك ساعت به صبح مانده شام مىخورند و يك ساعت به غروب مانده ناهار . روزى كه شاه به طرف كربلا حركت كرد ، معير الممالك شصت هزار تومان پول خواست . قرار شد چهل هزار تومان آن را قوام الدوله ميرزا محمد آشتيانى كه وزير گمرك بود ، سند بدهد كه در روز ورود شاه به تهران بپردازد و بيست هزار تومان را از بابت قسط يزد ، حسام السلطنه . چون معير الممالك با شاهزاده به درجهاى عداوت داشت كه در سفر كربلا چون حسام السلطنه رئيس اردو بود ، هميشه يك ميدان و بلكه بيشتر ، از اردو دور تر منزل مىكرد ، سند حسام السلطنه را قبول نكرد و گفت ، حسين قلى خان سند بدهد . من هم دادم و بنا بود كه ناظم الملك تا ورود شاه برساند . هشت هزار تومان آن مبلغ را تا ورود موكب مسعود رسانيد . از عرض راه حسام السلطنه مكرر نوشت كه ، اگر ساعت نزول اجلال به خلوت كريم خانى ، وجه حاضر نباشد ، به اعتبار من سكته وارد مىآيد . من هم شش هزار تومان تتمه را از ميرزا ابراهيم تاجر شيرازى كه در آن اوقات در تهران كمال اعتبار را داشت و سروكار اقساط يزد و نطنز من با او بود ، سند گرفته و در ورود ، چهارده هزار تومان را در خلوت كريم خانى تحويل نموده و سندى كه سپرده بودم مسترد داشتم . قوام الدوله چون چهل هزار تومان را موجود نكرده بود ، رحيم كنكن فراش را مأمور كردند به سختى گرفت . در اين سفر عتبات ، چون هريك از ملتزمين ركاب به جهتى از مستوفى الممالك آزردگى داشتند ، براى خلع او از كار اتفاقى كردند . معير الممالك دو سال بود براى احياء قنات قديم دير كاج كه مستوفى الممالك درصدد آبادى آنجا بود و منتهى به قنوات املاك معير الممالك مىشد و مانع بود ، دلتنگ بود . حسام السلطنه به جهت آنكه مستوفى الممالك حمايت از حشمت الدوله داشت و خاطر شاه مايل به عزل او و نصب حسام - السلطنه بود ، كدورت حاصل كرده بود . مجد الدوله حكومت اصفهان را مىخواست